الشيخ عباس القمي

418

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

زيارت شيخ ابو البركات واعظ در جامع عتيق اصفهان ، و آن شيخى بود معمر كه سنش به حدود صد رسيده بود . همين‌كه جناب مولانا به مجلس او وارد شد و باهم تكلم كردند ، شيخ ابو البركات گفت كه ، من روايت مىكنم از آشيخ على محقّق كركى بدون واسطه و اجازه دادم به جنابت كه روايت كنى از من ، از محقّق كركى پس امر كرد كه ، كاسهء شربت قندى آوردند و خدمت مولانا گذاشتند ، مولانا را چون نظر بر آن آب قند افتاد فرمود : اين مال مريض است و من كه مريض نيستم . شيخ ابو البركات گمان كرد كه ، مولانا از جهت زهد خود اين را فرمود ، لاجرم آيهء قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ « 1 » خواند پس گفت : شما رئيس مؤمنين مىباشيد و امثال اين نعمت‌ها خلق شده به جهت امثال شما . مولانا فرمود كه ، مرا معذور داريد در اين كلام همانا تا به حال من گمان مىكردم كه آب قند را نمىآشامد مگر مريض « 2 » . « ضا » : وجدت بخطّ جدّي المتبحّر المبرور ، السيّد أبي القاسم جعفر على حاشية أربعين سميّنا العلّامة المجلسى رحمه اللّه : إنّ المولى الفاضل التّقي ، الورع المتّقى ، مولانا عبد اللّه التسترى - قدس اللّه لطيفه - كان يقول لابنه ، و هو يعظه : يا بنيّ ، إني بعد ما أمرني مشايخي - رضوان اللّه عليهم - بجبل عامل بالعمل برأيي ما ارتكبت مباحا بل و لا مندوبا إلى الآن ، حتى الأكل و الشّرب و النّوم و النّكاح أو الجماع ، و كان يعدّ ذلك بأصابعه ، و كان لفظ النكاح أو لفظ الجماع رابع ما عدّه بأصبعه ، و هو رحمه اللّه أصدق من أن يتوهم في مقاله غير مخلّ الحقيقة او محض الحقيقة . انتهى « 3 » . و بالجمله : اين شيخ جليل ترويج بسيار از مذهب كرده و او باعث شد كه شاه عباس وقف كرد موقوفات معروفهء چهارده معصوم را و بنا كرد مدرسهء ملا عبد اللّه را به جنب ميدان نقش جهان و مدرسهء مولا لطف اللّه را و برهه‌اى از زمان در مشهد مقدس بود به جهت عمارت روضهء منوره و از مؤلفات آن جناب است به غير از شرح قواعد ، شرح الفيهء شهيد و حاشيه بر آن و بر شرح مختصر عضدى و بر ارشاد علّامه

--> ( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيه 32 ( 2 ) . روضات الجنات ، ج 4 ، ص 238 ( 3 ) . همان